ذبيح الله صفا

1196

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

ليكن ديرى در آنجا نماند و از آنجا بدكن سفر گزيد و چندى در گلكنده در خدمت محمد قلى قطب شاه ( 989 - 1020 ه ) و وكيل السلطنهء او مير محمد مؤمن استرابادى گذراند و سپس از آنجا به بيجاپور نزد عادلشاهيان انتقال يافت و در آنجا هم دير نماند و بار ديگر راه درگاه جهانگير در پيش گرفت و از حدود سال 1023 ملازمت زمانه‌بيگ مهابتخان كه پيش ازين چندبار بنامش بازخورده‌ايم ، اختيار نمود و با او در تته و اجمير بسر برد ، سپس در درگاه جهانگير پادشاه پذيرفته شد . و پس ازو در خدمت جانشينش شهاب الدين شاهجهان ( 1037 - 1068 ه ) گذراند و در برابر ماده تاريخى كه براى سال جلوسش سرود « 1 » ، از دوازده‌هزار روپيه صله برخوردار گرديد . بتصريح مير عبد الرزاق خوافى در بهارستان سخن ، در سال پنجم شاهجهانى كه مصادف با سال 1041 ه بود ، حكيم ركنا به قصد زيارت مكه و مشهد از شاهجهان اجازهء سفر خواست « و حين رخصت يك دست خلعت فاخره و پنجهزار روپيه از پيشگاه شاهى حاصل ساخت » . از هند بمشهد و از آنجا بكاشان و اصفهان رفت ولى چون از جانب شاه صفى ( 1038 - 1052 ه ) توجهى به دو نشد بشيراز و كاشان سفر نمود و همانجا ماند و چون از ستايشگران دودمان گوركانى بود او را در بيشتر سالها بانعامى ياد مىكردند و او همچنان در زادگاه خويش بسر مىبرد تا بسال 1066 ه بدرود حيات گفت و تاريخ وفاتش را « رفت بسوى فلك باز مسيح دوم » يافتند . مسيح از شاعران پركار بود ، چنان كه عدد بيتهاى او را تا صدهزار نوشته‌اند . علت آنست كه زود شروع بشاعرى كرد و عمرى دراز يافت و توفيقى چنين حاصل نمود . سه ديوان فراهم آورد ، يكى در ايران و دو در هند ، و تقى الدين اوحدى كه آن هر سه ديوان را ديده و با مسيح معاشر بوده ، گويد :

--> ( 1 ) - گويد : پادشاه زمانه شاهجهان * خرم و شاد و كامران باشد حكم او بر ممالك عالم * همچو حكم خدا روان باشد بهر سال جلوس او گفتم * در جهان باد تا جهان باشد